Friday, February 21, 2014

moj6/4:THIRD VOICE


MOJ SEVOM/THIRD WAVE In Contemporary Persian Poetry is The Third Voice between Poetry with Social Accent , and Extreme Avant gardism.
موج سوم درشعر معاصر ایران،به عنوان شعر ده ی شصت و شعر فرا نیمایی , اوای سومی است میان شعر اوانگارد دهه ی چهل و پنجاه با شعر اجتماعی و ستیز یا شعر اعتراض و چریکی 
شعر پارسی شعر ی دیداری است و بیش تر وقت ها آوا را کم دارد .
آوا و صدای دیالوگ ها و صدای عاطفی بویژه عاطفه ی جمعی که بی خشم و خشونت پژواک یابد .اما شعر ی ست با تصویر و اوست که قابلیت شعر ی می یابد بی آن که وامدار موسیقی باشد زیرا موسیقی زمینه و روحیه یی کلاسیک دارد و در فرهنگ های سنتی نیز اغلب کهنه و سنتی است و تمایل بر حافظه نشینی دارد که در تکرار شکل می گیرد اما شعر اصل تکرار را پس می زند و لطفآ این بیت را تکرار کنید را که گفته ی متداول انجمن ادبیاتی هاست انکار می کند ,و خالق خلاقیت به معنای ناب آنست 
نشستن شعر در حافظه , قدرت آوایی و تصویری را از شعر سلب می کند و به صفحات بایگانی شبیه می شود 
این پیرایه به موج سوم نمی نشیند 

moj6/3 UNPUBLISHED INTERVIEW

۱
موج سوم به  مثابه ققنوسی از خاکستر حرکت ها و زمان سر بر آورد ، زما نه یی که  شعر امروز حتا از جانب شاعران و آفرینندگان نیز مورد بی مهری بود.زیرا آنان بیشتر با جه طلبی های سیاسی و اجتماعی شان سر گرم بودند و یا به تجارت در ایران و خارج می پرداختند و سال ها از شعر به دور بودند و اگر هشدار ها ,یاد دشت ها و معرفی ها و تلنگر های ان روز من نبود امروز این سا ن خود را یکه تاز میدان نمی پنداشتند یا
نقش امامزاده خاموشان را برای زایران مشوش و مغشوش شان بازی نمی کردند 
در شعر موج سوم گفتیم که تکانه ی جنگ و انقلاب به ذهن و زبان تازه در تجربه و بیان تازه به تصویر و ایجاز در می اید و حرکتی تازه را در شعر معاصر ایران پدید می آورد که خود حرکت هایی تازه را به دنبال دارد و  موجب تحول و نو آوری در شعر دهه ی شصت و دهه های پسا شصت و پسا نیمایی  می شود  که سالیانی دچار توقف  بود یا بدان توجه نمی شد 
برگ ٤/١٨ و ٤/١٥ 
٢٠٠٥/١٣٧٤
.
٢
در موج سوم ،شعر به عنوان بیان تصویر به ایجاز تعریف شده است و همان گونه که اشاره شد در پسزمینه انقلاب  و جنگ می تپد وجریان مدام دارد .این ها را در ان زمان آتشی شا ید بیشتر و  ازا د و تمیمی هم به شکلی نیو کلاسیک دریافتند .بیژن جلالی و مفتون امینی در پی امضای مانیفست ان بودند و صالحی فهرست بلندی   درست کرد که در همان موقع هم نام شاعران بسیاری را در ان گنجاند و باباچاهی نیز به طور  ضمنی با ان موافقت کرد اما بعد برخی مخالفت های خود را با موج سوم بیان دشت و شاعران جوانتری هم بودند که این بحث ها را در قلم و قدم دنبال کردند
برگ ٤/٣ 
پس از دو مقاله  ی دنیای سخن تهران در سال ١٣٦٦ که جدا گانه   آمده است *
** مصاحبه ی مفصل کتاب فصل گرگان با من همراه نمونه ی اثا رموج سوم در تابستان ١٣٦٩ به چاپ رسید
... موج سوم ،شعر انقلاب است که از سال ١٣٥٧ پا گرفته و ریشه در شعر معاصر ایران قبل از ان تاریخ دارد  بدین معنی که منشا وجودی ان دو حرکت عظیم و دو رویداد تاریخی و اجتماعی ده سال اخیر -و نه لزوما دهه ی ٦٠ و منحصر به ان یعنی انقلاب و جنگ است .ریشه های موج سوم از شعر مشروطیت آغاز می شود که شعر پدیده های تازه ی اجتماعی با زبان و قالب کهنه است  .آنگاه شعر نیمایی که انقلابی در شعر فارسی به راه انداخت ،و شعر پسا نیمایی که مکمل انقلاب  شعر نیمایی و همسایه ،همزاد و همدوش ان بود تا سال ١٣٣٢. و این موج اول شعر معاصر ایران به حساب آورده شده است .نیما فرزند دوران بیداری و هرج و مرج سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی بود که انقلاب شعر معاصر را به صورت موج اول بوجود آورد .او غیر از برداشتن  زنگ قافیه،نحوه ی نگرش تازه را به هستی متداول کرد .
شعر دهه ٤٠ در سال های پیش و پس از ان در سال های نزدیک به دهه ی ٤٠ یعنی در سال های اختناق دهه ی ٣٠،و سالهای نزدیک به ی ٤٠ از دهه ی ٥٠ ، یا در طی بیش از دو دهه یا همان رقم بیست و پنج سال آشنا ،به سمبولیزم پناه برد که این را می توان موج دوم شعر معاصر خواند .
پس از ان حرکت شعر معاصر به دو گونه رخ نمود :
یکی شعری با لحن تند و صریح و آشکار و عصبی اجتماعی و سیاسی ، و دیگری شعری که به لحظه های ناب  با کلامی مجرد می پرداخت و تجربه های روزانه را کوشش داشت به شکل تجربه مانا در آورد و در موج نو ،و شعر حجم و بعد ها در موج ناب به نمونه هایی از ان بر می خوریم ...
شعر سیاسی از سال ١٣٥٧ تا آغاز دهه ی ٦٠ با شور بیشتری به زندگی خود ادامه داد.بنگرید به مجموعه مقالاتم درروزنامه بامداد،با عنوان شعر شهادت است و کتاب شعر شهادت است ١٣٦٠...که تنها نماینده ی شعر ان دوران مانده است.
ارتباط شاعر و مخاطب به ظاهر قطع می شود پس از سال ١٣٦٠
     نشریات ادبی یا کارشان به تعطیل می کشد و یا ان ها که می مانند کمتر به شعر امروز می پردازند و تجربه و تفنن در قالب های کهن را ترجیح می  دهند .دفتر های شعر کمتر چاپ می شود اما ارتباط مستقیم با این شعر ها و بعد ها چاپ ان ها خاصه در دنیای سخن ، مفید،آدینه،کتاب سخن ،نقش قلم، ،کا ده ،این حرکت خود را بیش  تر نشان می دهد و این ها محرک نوشتن همان مقالات : موج سوم در شعر معاصر ایران ...و شعر ایجاز می شود که آب در خوابگاه مورچگان می ریزد...
فرامرزسلیمانی
در پاسخ حسین میرکاظمی،فصل گرگان،تابستان ١٣٦٩،برگه های٣ ٦ و ٣٧
٣


در بیان تصویر به ایجاز که تعریف شعر در موج سوم است ،  در این تمثیل تصویر به ایجاز جان   می گیرد .زبان جان که جان زبان است و زنده است و می  تپد و گذشته را به راه می برد و آن زمان من آن را به صورت تعریف
 تازه یی به شعر ارایه دادم که همان بیان تصویر به ایجاز بود .
این تصویر و ایماژ و ایجاز شاید در اصل هم یک کلمه بوده است .و همان کلمه از جهان ایرانی آریایی و زبان سانسکریت به فارسی و عربی و فرانسه و انگلیسی و مانند آن  رفته  است ...اما ایجاز ،اشباع اشیاء است و اکمال خیال. 
اما نشانه هایش هم هست ، در هزار و یکشب مثلن و فکر می کنم دون کیشو ت سر وانتس شیطان اسپانیایی به آن نزدیک تر شده تا همه ی کارهایی که ما به فارسی می خوانیم ...
... اما روستاییان مان با طبری خوانی = تبری خوانی و امیری و شروه خوانی و بابا خوانی و مانند آن در ذهن و دلشان دارند نیما ی یوش یا آتشی دشتستان را هم تحت تاثیر می گیرند و تامل و آفرینش را ارج می گذارند  
برگ ٤/١٠ و ٤/١١
.
...ایجاز مشخصه اصلی شعر موج سوم است ولی تنها مشخصه ی آن نیست .نو زایی و نوگرایی در ایجاز،تصویر و خیال،زبان و اندیشه و ایهام خود را نشان می دهد .
فرامرز سلیمانی در پاسخ به حسین میرکاظمی،
فصل گرگان،تابستان ١٣٦٩،برگ ٣٨ 
٤

Thursday, February 20, 2014

moj6/2 english:EDITORIAL


Faramarz Soleimani:Poetry of Third Wave
Poetry is dramatization of life .
This dramatization at times might extend beyond dramatization and reaches to dramatization of dreams
and beyond.
That is poetry of The Third Wave 
WRITING ON THE WALL
Third Wave is a vision in dance
Invitation for transcendance 
Pure shadow in the sun 
Third Wave is written on the wall
Poetry never ends
Poetry always extends
There are times that poetry leans towards the past 
There are times that poetry extends towards tomorrow
But there is a timeless poetry called the Third Wave
for Moj Magazine 6
Special Section of
Third Wav in Contemporary Persian Poetry


.

THIRD WAVE
It is a dancing floor
Whirling wild
Underneath our feet
And the ceiling.
Then up there a disco ball
shining on her
In 1001 pieces
Of mirrors
To whirl
On dancing floor
And mirror in mirror
In third mirror
To wave
As third wave
In 1001 faces of the night
---

Zohreh khaleghi :
THIRD WAVE
موج سوم
Poem & Painting By Zohreh
Translation By Dr. Soleimani
خیالم را
در موج نگاه تو دیدم
وقتی موج خیالم بود
زهره-

I SAW MY DREAM
IN THE WAVE OF YOUR SIGHT
WHEN IT WAS THE WAVE OF MY DREAM

---





*FARAMARZ SOLEIMANI:
MOJJJ SEVVVOM
(THIRRRD WAVVVE)
1. IT WAS THERE FOR MOVING SOUL
IN MOMENT TO MOMENT OF MOJ
IN WAVE TO WAVE OF MOMENT
2. FROM WHISPERING MOJ
WE BRETH MOJJ
IN OUR DREAMS
WAS BORN MOJJJ
3. AND MOJ
IN THE LOTUS NIGHT OF SEA
WAS A BLUE FLIGHT
WITH CHORUS OF DAWN.



*DREAM OF WORDS
I CALLED YOUR NAME LOUD
TO WATCH DREAM OF WORDS
YOUR NAME IN DREAM OF WORDS IS
TO WATCH.
-F.S.
.

moj6/1 farsi

در روزگار عسرت و آه... شعر از آتشفشان و آب بر آمد...و. شعر به موج راه سپرد...
از شعرهاي موج سوم،
و موج به پیدا و پنها ن شعر راه سپرد
تا دل دريا و آسمان ، كه موج جهان را گشت مي زد تازه و جوان...
---



  • و موج تنديسي پنهان بود در التهاب آب به شكل فرازآمدن با خيزاب







فرامرز سلیمانی 
و خدا موج را آفرید 
تا دریا دریا 
ساحل را فریاد زند
---
به خط موج نوشتم
بر خط موج 
تا انقلاب آب 
---
کمان کشیده 
در دستان رنگین کمان 
سنجاقک بر آینه

از شعرهاي موج سوم...
در دهه ی ٦٠ موج نو دیگر خاموش بود و شعر حجم تنها به انتشار شعر دهه های پیشین خود می پرداخت و موج ناب اسیر چنبره ی کاهلی و تکرار و بی شهری و بی کتابی بود اما موجی تازه از دل جانگ و اهقلاب سر بر می آورد که نام موج سوم گرفت و میرآثش را به دهه های آتی می بخشید و قصه نویسان نیز که گویی چشم به راه تازه سپرده بودند آن را به تعبیر استاتیک نسل ها در آوردند و پی گرفتند 
موجی رسیده فکر جهان را به هم زده 
بر هر چه دشت هستی رنگ عدم  زده 
نیما 
١.از دیماه ١٣٦٦ و طرح تئوری موج سوم اصل تازه یی با جرات و جسارت در شعر و ادبیات و هنرهای ایران آغاز گشت 
٢.تا آن زمان چند سالی بود که شعر,شعر کهن و قاجاری و بازگشتی انان گسیخته در رسانه های رسمی جولان می داد بی وان که کسی را به عنوان شاعر ارزه دارد .روالی که هنوز تنها در زمینه های مداحی و یا تکرار مقررات ادامه دارد 
٣.ا ز  دهه ی شصت و طرح موج سوم باز شعر جوان ما جرات ارزه ی کار ها را یافت به نحوی که امروز شمار شاعران ایران به حدود ٣٠ هزار نفر تخمین ززده می شود که از آن میان در حدود یک هزار نفر کار شعر را بطور مداوم دنبال می کنند و در کارهای دیگران به نقد و نظر می پردازند ,در حالی که این شمار در دهه ی شصت به کمتر از پنجاه تن رسیده بود که نمونه هایی از آثارشان در مقاله یا اصلی موج سوم منعکس شد 


در هر زمان شعرامروز به سوي شعر گذشته و يا شعر فردا متمايل مي گردد اما شعر ديكري هم در بي زماني جاري می گردد كه شعر موج سوم است
ف. س












Monday, January 13, 2014

5/17 ON AGHAZIN

فرامرز شکوری

در پاسخ به آغازین ٥ 

نقل از سایت آبکنار 
014ساده نویسی و پیجیده گرایی لفظی
و معنایی در شعر امروز و مساله مخاطب
”بازگشت به ساده نویسی را پس از نیما بیشتر در شعر فروغ می توان یافت که بر شاعران جوان پس از او اثر گذاشت – ساده انگار با تمام مبالغه و زیاده گویی هایش حتا آن قبا را نیز ندارد و عاریتی ژنده و دروغین است که مخاطب و متن را از شکل راستین آن محروم می سازد” متن بالا از دکتر فرامرز سلیمانی سردبیر مجله اینترنتی موج شماره ۵ است که به مناسبت ویژه نامه بیژن اسدی پور در سایت آبکناری باز تاب یافت . در باره ی نظریه ی فوق چند نکته باید گفت:
۱- پیش از نیما به جز منوچهری دامغانی و خاقانی و صائب بقیه یعنی تمامی شاعران کلاسیک – ساده نویس بودند و درونمایه ی شعر هاشان بسیار ساده و کوتاه بود. پس از نیما، دوباره ساده نویسی میان شاعران رواج پیدا کرد. نیما که خود نخستین و پر نفوذترین شاعر نو پرداز فارسی است. اشعارش ساده و زلال و روشن است و فقط در یک دوره سختی و فشار شعر های سمبلیک و انتقادی سرود که ناگزیر پیچیده تر است. بعد از نیما باز شاعرانی که شعر نو و سپید و به قول فروغ شعر امروز را از او الهام گرفتند – هرگز از واژه های غریب و تصویر سازی های مغلق و دیر یاب استفاده نکردند. شعر شان سبک روح و سبکبال و قابل فهم نخبگان و عام است (ساده اما نه بسیار ساده) این شاعران عبارتند از:
768
نصرت رحمانی، سیاوش کسرایی، هوشنگ ابتهاج، فرخ تمیمی، مهدی اخوان ثالث، فریدون مشیری، اسماعیل خویی، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، حمید مصدق، بیژن جلالی، م . آزاد، م. آزر، اسماعیل شاهرودی، منصور اوجی، علی بابا چاهی، کاظم سادات اشکوری، محمد مختاری، شمش لنگرودی، سید علی صالحی و… 
در همان زمان حیات نیما، از میان خیل انبوه ساده نویسان و پیروان و تاثیر پذیرانش، چهار تن بیش از دیگران درخشیدند: فریدون توللی، نادر نادر پور، اخوان ثالث و احمد شاملو؛ و فقط شاملو از نیما جدا شد و شعر سپید بی وزن سرود، ساده و ژرف و سیال و خیال انگیز.
۲– شاعرانی که نام بردم – زبان شان مانوس و نافذ است و ماندگاران شعر فارسی امروزند. درست است که شعر باید در فضایی مبهم و راز آلود بشکفد – و اما افراط به جایی رسیده و شعر از قانون خود خارج شده و این گونه شعرها را به آب های گل آلود تشبیه کرده اند. اما باز شاعرانی داریم که شعر شان، گنگی شعر احمد رضا احمدی و تکلف رویایی را ندارند مانند:
عباس صفاری، قیصر امین پور، سیروس مشفقی، عمران صلاحی، بهاره رضایی، هیوا مسیح، ندا آبکاری، حافظ موسوی، هر مز علی پور، محمد رضا عبدالملکیان، مهدی اخوان لنگرودی، رقیه کاویانی، بتول عزیزپور، محمدعلی شاکری، ناهید کبیری، اکبر اکسیر، گراناز موسوی، پگاه احمدی، ناز نین نظام شهیدی و… پوشیده نماند از میان بعضی شعر ها مثلا شعر دیداری، شعر گفتاری، شعر مفهوم گرا، شعر ساختاری و… یکی هم شعر آسان است که اغلب شعرای ایران و نسل جوان گرایش به آن دارند — شما وقتی سادگی و بی تکلفی کلام سمفونی سپیده دم سید علی صالحی یا ساده نویسی شیر سرخ حمید مصدق را می خوانید از شعر و شاعری بیزار نمی شوید بلکه لذت می برید، یا کتابهای شعر سکوت و روزانه های بیژن جلالی و خیلی های دیگر از جمله خود سهراب سپهری و فروغ فرخزاد و … ساده انگارانی(!) دیگر که البته این ساده انگاران در میان قشر های وسیع مردم – از هر طبقه و هر دست طرفدارانی دارند و شعر های سپید هم سروده اند – ولی نه مثل هوشنگ ایرانی چیزی شبیه اسطقسات میرداماد که نیما شعری دارد با نام میرداماد(فیلسوف هور قلیایی مانند احمد احصایی) وقتی ملک توی قبر از میر داماد می پرسد که رب تو کیست؟ میر داماد اسطقسی بدو داد و ملک نفهمید و بر این واقعه را پیش ذوالمن و آفریننده بخندید و بگفت: “تو به این بنده ی من حرف نزن، او در آن عالم هم، زنده که بود، حرفها زد که نفهمیدم من.”
564
۳- اما گروهی از شاعران دهه هفتاد مو سوم به پست مدرن و آوانگاردی و یا شاعران حجم و موج نو – شعر شان بسیار تعقید و معنا گریز است. این جماعت، هم به مسایل سیاسی و اجتماعی پشت کرده اند و هم نیما را قبول ندارند – باید بگویم امروز حرفی از آنها نیست انگار حافظه ی تاریخ نام آنهارا را در خود نگاه نداشته است. مثل: فیروز ناجی، پرویز اسلامپور، هوشنگ چالنگی، چی کی نی، بهرام اردبیلی، شاهرختاش، علی قلیچ خانی، که همه از چهره های موج نو بودند و امروز هم شاعرانی چون: شاپور بنیاد، محمد رضا اصلانی، احمد محیط، فرامر ز سلیمانی، زهره خالقی، هر مز علی پور، فیروزه میزانی و… در شعرشان رگه های ساده نویسی به ندرت دیده میشود. و این شعر ها نه این که هیچ مخاطبی نداشته باشد و نه مثل شعر های رویایی و الهی. در جایی رویایی گفته است. بیژن الهی در شعر پیامبری است که شناخته نشده است و دوست دیگری پاسخ ایشان را داده است – ”بله ممکن هست که بعضی پیغمبرها فقط سه نفر پیرو داشته باشند” البته جرجیس پیامبری بود که اصلا پیرو نداشت بگذاریم و بگذریم.
۴ — ناگفته نماند حرف تلخ را هم باید بشنویم چرا که بسیاری از شاعران ما، شعر های معنا گریز و دیر یاب و تعقید معنوی و لفظی و…را اصلا شعر نمی دانند به عنوان مثال: از شاملو پرسیدند، موج نو چیست؟ گفت: من که اصلا شعر شان را نمی فهمم — موج  اسمش رویش است. جیزی است که می آید و می گذرد و … یا اخوا ن می گوید: ”هیچ بارانی آنان را شست نتواند” یا هوشنگ ابتهاج در پیر پرنیان اندیش خود می گوید: اینها یعنی – موج نو – پرت و پلا می گویند و اینک – به بندهایی از پیچیدگی های معنایی و لفظی این گونه شعرها توجه کنید:
هی یایا هی یا یا هی یایا یا!!
جوشش سیلاب ها
بیشه خمیازه ها
زدیده پنهان کند
کو بدو ویران شود …. مایاندوو، کومبادوو، کومبادوو، هوها (هو شنگ ایرانی قطعه جیغ بنفش) 
وقتی توییده ای تو مرا یک سر
من را منیدنی هم می ماند
هیچ گاه با تو من بمنم؟ شد؟
وقتی هرها همه هرند و برها همه همه اند در انتهای همگیدن
تن بر هری نشدن دادم تا تو مرا بتویی یکسر
شد؟ شد که من بمنم؟ شد ( رضا براهنی ) –
شنبه سوراخ
یکشنبه سوراخ
دوشنبه سوراخ سوراخ
سه شنبه سوراخ سوراخ سوراخ /
جهار شنبه حرکت سوراخ ها
پنجشنبه سوراخ ها همه روی راه
جمعه همه سوراخ ها در چاه ( یدالله رویایی )
۲۳دی ۱۳۹۲  فرامرز شکوری
FacebookTwitterGoogle+

Wednesday, December 18, 2013

MOJMAGAZINE 5

MOJ MAGAZINE
A Multilingual Internet Collection of Poetry,Art and Literature
No. 5, Winter 1392/2014
www.mojmagazine.com
Editor-In-Chief:Faramarz Soleimani
Managing Editor: Zohreh Khaleghi
- Editorial
-Poetry
-Art
- Literature
(names...)

Monday, December 2, 2013

5/16:AGHAZIN,english

BEGINNING/AGHAZIN
EDITORIAL, MOJ 5
Author! Author !
Are authors dead?
They are the links to make wave,and open statements penned in public.
Wave is on the move to reflect the sky and sun.Then authors are alive and well.So is the wave.
Since the beginning of this beginning everyone felt the wave and chose the road to be with its dynamic.
We do not search for stars or giants ,as there are no stars or giants on this constellation of wastelands.
We are authors: Poets,writers,and artists,in a circle of wave to exhibit a movement and bridge.The movement from the past to the future
Shedding light 
On lighthouse
For a new life
And this is just the beginning of the wave , on the road
Editor-In-Chief