Friday, February 21, 2014

موج سوم در ویکی پیدیا5/moj6:


شعر موج سوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شعر موج سوم یا شعر دههٔ شصت گونه‌ای از شعر نو فارسی است که اولین بار در دی‌ماه ۱۳۶۶ توسط فرامرز سلیمانی اعلام موجودیت کرد.

محتویات

  [نهفتن] 

پیش‌زمینه [ویرایش]

در دوران در تلاطم‌های انقلاب ۱۳۵۷ ایران شعر شعاری و همچنین شعر ذهنگرای سال‌های قبل دیگر محلی از اعراب نداشتند؛ زیرا آن‌گونه شعارها در کوچه و خیابان‌ها جریان داشتند. به همین دلیل شاعران پس از انقلاب، که بعدها به شاعران دههٔ شصت شناخته شدند، به این فکر افتادند که راهی پیدا کنند تا بتوانند دوباره با مخاطب ارتباط پیدا کنند. تلاش‌هایی در این زمینه توسط میرزاآقا عسگری، فرشته ساری، سیدعلی صالحی، شمس لنگرودی، مسعود احمدی و چند تن دیگر انجام شد.[۱]

اعلام وجود [ویرایش]

در دی‌ماه ۱۳۶۶ فرامرز سلیمانی طی مقالهٔ بحث‌برانگیز خود در دنیای سخن نوشت: «موج سومی در شعر امروز ایران به تلاطم درآمده‌است.» او در بیان تاریخچه و شناسنامهٔ این سبک یا شیوهٔ شعری موج اول را محصول نیما و شعر «افسانه» و کار شاگردانش می‌دانست و موج دوم را تجربه‌های تازهٔ دوران پرجنب‌وجوش دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ قلمداد می‌کرد. بنا بر این تعریف، «موج سوم» فرزند انقلاب و جنگ و تحولات اخیر جامعهٔ ایران بود. از دید موج سومی‌ها، تحولات جامعه نسلی تازه و روحیه‌ای نو خلق کرده بود و شاعر این نسل، عصر جدید را در شعر خود منعکس می‌کرد.[۲]

دیدگاه دیگران [ویرایش]

منتقدین «موج سوم» معتقدند که مبدأ تاریخی و نقطهٔ آغاز زمانی به عنوان انگیزه و علت مادی حرکت این شیوهٔ جدید روشن و دقیق نیست. به بیان دیگر، موج سومی‌ها موج اول و دوم را در بستر تحولات شعری و تجربیات ادبی شاعران قرن اخیر (اول نیما و بعد شاعران دو دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰) و نقطهٔ شروع خود را با ملاکی تاریخی و اجتماعی (انقلاب و جنگ) تعریف می‌کنند. به عبارت دیگر از آن‌جا که در برخورد با این سه موج، گاه‏ تحول شعری و گاهی تحولات اجتماعی مبنای کار قرار می‏گیرد، این امر بحث موج سوم‏ را مغشوش و از هم گسیخته می‏سازد.[۳]
توضیحات مدافعین «موج سوم» در این مورد از آنچه‏ که در بالا ذکر شد فراتر نمی‏رود. فرامرز سلیمانی در مصاحبه‏ای با فصل گرگان تکرار می‏کند که شعر موج سوم «شعر انقلاب است که از سال ۱۳۵۷ پاگرفته» و منحصر به دههٔ ۶۰ نیست. موج دوم را این‌بار در محدودهٔ زمانی مشخصی یعنی از چندسالی قبل از دههٔ ۴۰ تا چندسالی به پایان دههٔ پنجاه در یک دورهٔ بیست‌وپنج‌سالهٔ «سمبولیسم» می‏خواند و آن‏گاه دو چهره برای شعر معاصر ترسیم می‏کند: «یکی شعری با لحن تند و صریح و آشکار و عصبی اجتماعی و سیاسی، و دیگری شعری که به لحظه‏های ناب با کلامی‏ مجرد می‏پرداخت و تجربه‏های روزانه را کوشش داشت به شکل تجربه‏ای مانا درآورد.» بدین ترتیب او موجب سوم را این‌بار در بستر تحولات شعری و ادامهٔ تجربیات «شعر موج نو»، «شعر حجم» و «شعر ناب» قرار می‏دهد بدون این‏که حرف خود را دربارهٔ «منشأ وجودی» موج سوم و «دو رویداد تاریخی و اجتماعی ده سال اخیر - یعنی انقلاب و جنگ» پس بگیرد.[۴]

خصوصیات شعری [ویرایش]

تأثیر زبان شعری قبل از انقلاب [ویرایش]

منوچهر آتشی در اواخر دههٔ ۳۰ با «آهنگ دیگر» در شعر معاصر به تجربه‌ای تازه دست می‌زند. او با کشف و شهود در طبیعت جنوبی و وحشی به نوعی خشونت غریزی در شعر دست می‌یابد. اما آنچه خشونت شعری آتشی را از عنصر خشونت آشفته و غیرمنسجم برخی از شاعران قبل و بعد از خودش (مثلاً ازنصرت رحمانی یا کیومرث منشی‌زاده) متمایز می‌کند به‌جز حضور «جنوب»، لحن حماسی آن است.[۵]
شعرهای آتشی در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ شعر کویر است و عناصر طبیعی این کویر حماسه و خشونت را با هم می‌آمی‌زند.[۶]
گذشته از آن، عشق و امید و آرزو نیز خود را به این طبیعت جنوبی غرق می‌کند و احساس تنها در مثلث خشونت-حماسه-جنوب چهره نشان می‌دهد.[۷]
اما عناصر شعری آتشی در شعر شاعران جوان و «شهری» موج سومی دقت و تشخص توصیف‌ها و تصویرپردازی‌های او را ندارد و از فضای روستایی-بومی کویر فاصله می‌گیرند. این امر هنگام مقایسهٔ تم‌های مشترک و مشابه به‌روشنی به چشم می‌خورد.[۸]
بر طبل واژگون عزا می‌کوبند
و شیون مداومی از خاک
در نیمروز تعزیه
بر آسمان سوخته تبخیر می‌شود

اینک
در قتلگاه شقایق
جیغ مضطرب گنجشک
ملال تعزیه را
در لحظه‌های ترحیم دشت پخش می‌کند
سوررئالیسمی که در شعر احمدرضا احمدی موج می‌زند از یک گیجی و آشفتگی گاه تعمدی برخوردار است. او سعی می‌کند تا در ورای یک «ضدفرم»، یک شکل ذهنی و برونی آشفته و چندپارهٔ دنیای احساسی تازه خلق کند. در نقد شعر او رضا براهنی نوشته بود: «شعر احمدی مثل آوازی است که بچه‌ای وحشت‌زده در کوچه‌ای تاریک سر داده‌است. کلمات او گاهی مفاهیمی شاد دارند ولی از لحن آواز می‌توان فهمید که بچه‌ای وحشت‌زده آن را می‌خواند.» (طلا در مس، ص۶۱۸) بچه‌ای با احساسی دوگانه که حرف‌هایش را جویده و شتابان می‌زند. این «اسکیزوفرنی» حاکم بر شعر احمدرضا احمدی هرگز با تعمق نقد و بررسی نشده‌است.
امروز بیش از بیست سال از شروع تجربه‌های او، در بعدی جهانی، منتقدین هنر بعد از دوران مدرن را با خصوصیتی به نام اسکیزوفرنی هنری متمایز می‌کنند. عنصر «اسکیزوفرنی» آن‌گونه که امروز اغلب منتقدین هنری غرب در نظر دارند بر اساس مطالعات ژاک لکان بنا شده‌است. برخلاف علم پزشکی امروز که بیماری اسکیزوفرنی را بیماری «اختلال فکر» می‌داند، لکان آن را بیماری زبان و «اختلال زبان» می‌شناسد که بخشی از تجربهٔ کسب توانایی ارتباط انسان‌هاست. لکان در تحلیل زبان‌شناسانهای از «تضاد اودیپوس» آن را نه در رقابت جنسی فرد با پدرش برای به دست آوردن توجه و عشق مادر، بلکه در مقابل حیطهٔ اقتدار پدر در حوزهٔ عملکرد زبانی می‌داند. بنابراین اسکیزوفرنی حاصل عدم توفیق نوزاد در حوزهٔ زبان و توانایی ارتباط است. (شاید بی‌دلیل نیست که در شعر احمدرضا احمدی نیز معمولاً مادر مرکزیت دارد؛ حتی پس از مرگش حاضر و زنده‌است درحالی که پدر همیشه با خاطره‌هایی یاد می‌شود که گویی قرن‌ها مدفون است.)[۹]
موج سومی‌ها می‌گویند برای شعر گفتن فرصت کم است: «فرصت نه بدان میزان است که از بالا بر این پهنهٔ بی‌کران بنگری و به تأملی دراز بنشینی که موج می‌آید و از سرت می‌گذرد و فریادت به خاموشی می‌گراید.» یا در جای دیگر می‌نویسند: «شاعر معاصر نو و تازه و پرطراوت است. تازگی، تحول، حرکت و شتاب موج‌وار از مشخصات دوران معاصر است» یا این‌که «شاعر امروز سراپا عریان به دیدار جهان می‌شتابد و کشف هستی را با ابهام و ایهام خیال و کلام بر عهده دارد. شتاب زمان او را نیز به شتاب وامی‌دارد.» این «موج شتابزده لحظه‌های زندگی امروز» به‌شدت از کلام احمدرضا احمدی متأثر است گو این‌که گاه با ایجاز بیشتری چهره نشان می‌دهد:
«آشفته از خیال یک لانه
خونی پر از ستاره و نرگس
آکنده از
تصویر برج»
(از «لانه‌ها»، هرمز علی‌پور)[۱۰]
برای شاعران موج سوم هم انگار «فرصت بازگشت نیست که در روشنایی برای بازی با واژه‌ها احوالپرسی کنند» این آشفتگی و شتاب به رغم آن‌که تمامی ابعاد شعر اسکیزوفرنی را در خود ندارد از بعضی خصوصیات که در بالا برشمرده‌ایم بی‌بهره نیست. مثلاً هنگامی که «آوا» و ارزش‌های آوایی «دلالت» و استفادهٔ طبیعی نشانه‌ها را تحت سلطهٔ خود می‌گیرد:
«در راه که می‌آمدم
به بنفشه‌های بی‌اعتبار بهار
سلام کردم
با بنفشی گرم و عمیق
دست دادم...»
و یا هنگامی که تصویرهای شتابان و بریده تجربهٔ اسکیزوفرنیک زمان و هویت شخصی را رقم می‌زنند:
«سلام!
بامداد ازل
نخستین تن
اولین آغاز
جوانب من
یک‌سره خالی‌ست
صبحانه با منی
تا به شام آخر
من
شکل هیچ چهره‌ای نیستم.»
و یا زمان که بیان سورئالیستی شاعر موج سومی با طرح «دنیای غیرواقعی» در برش‌های کوتاه و هذیانی تصویر و احساس جهان‌شمول‌تر را در ورای خود نقاشی می‌کند:
«اینک سرسام بر چهچههٔ نور
در اقلیم آینه‌های بیضی‌شکل
جنین روز در زهدان ساعت زوزه می‌کشد»
شاید شاعر موج سومی به اقتضای زمانه یا جهانی که پیرامون خود می‌بیند یا می‌سازد به این شتاب و آشفتگی و عدم تداوم در زبان و زمان نیازمند است و یا شاید به قول گیورگ لوکاچ از «طبیعت پاره‌پارهٔ ساختار جهان» و بی‌نظمی روزگارش آگاه است و «آن را به دنیای فرم‌ها» منتقل می‌کند تا ساختمان شعر او آینهٔ واقعیتی شود که او را می‌بیند. هرچه که هست در انعکاس شعر او، در کوتاهی و سرعت پرداختنش تصویر شعر احمدرضا احمدی سایه می‌افکند:
«آتش بزن
ذهن گذشته را:
دیدارها
خاکستری‌ست!»

شاعران موج سوم [ویرایش]

سلیمانی شعر محمدحسین مدل را جزو «موج سوم» می‌داند. او از ویژگی‌های شعر مدل را خیال و ایجاز او در حرکت‌های تازهٔ پسانیمایی می‌داند. همچنین معتقد است او آلودهٔ تفکر و تصمیم نیست بلکه در زبان و شعر تجربه می‌شود و در خویشتن خود راه می‌پیماید و سپری می‌شود و تکیه و آبروی او تنها در تن اوست و «شاعر از جمع تنان و بسیاران امروز است که آشکارا و پنهان رؤیا را ارج می‌نهند.»[۱۳]
از دیگر شاعران شعر موج سوم می‌توان به شاعران زیر اشاره کرد:
فرامرز سلیمانی،زهره خالقی ...

moj6/4:THIRD VOICE


MOJ SEVOM/THIRD WAVE In Contemporary Persian Poetry is The Third Voice between Poetry with Social Accent , and Extreme Avant gardism.
موج سوم درشعر معاصر ایران،به عنوان شعر ده ی شصت و شعر فرا نیمایی , اوای سومی است میان شعر اوانگارد دهه ی چهل و پنجاه با شعر اجتماعی و ستیز یا شعر اعتراض و چریکی 
شعر پارسی شعر ی دیداری است و بیش تر وقت ها آوا را کم دارد .
آوا و صدای دیالوگ ها و صدای عاطفی بویژه عاطفه ی جمعی که بی خشم و خشونت پژواک یابد .اما شعر ی ست با تصویر و اوست که قابلیت شعر ی می یابد بی آن که وامدار موسیقی باشد زیرا موسیقی زمینه و روحیه یی کلاسیک دارد و در فرهنگ های سنتی نیز اغلب کهنه و سنتی است و تمایل بر حافظه نشینی دارد که در تکرار شکل می گیرد اما شعر اصل تکرار را پس می زند و لطفآ این بیت را تکرار کنید را که گفته ی متداول انجمن ادبیاتی هاست انکار می کند ,و خالق خلاقیت به معنای ناب آنست 
نشستن شعر در حافظه , قدرت آوایی و تصویری را از شعر سلب می کند و به صفحات بایگانی شبیه می شود 
این پیرایه به موج سوم نمی نشیند 

moj6/3 UNPUBLISHED INTERVIEW

۱
موج سوم به  مثابه ققنوسی از خاکستر حرکت ها و زمان سر بر آورد ، زما نه یی که  شعر امروز حتا از جانب شاعران و آفرینندگان نیز مورد بی مهری بود.زیرا آنان بیشتر با جه طلبی های سیاسی و اجتماعی شان سر گرم بودند و یا به تجارت در ایران و خارج می پرداختند و سال ها از شعر به دور بودند و اگر هشدار ها ,یاد دشت ها و معرفی ها و تلنگر های ان روز من نبود امروز این سا ن خود را یکه تاز میدان نمی پنداشتند یا
نقش امامزاده خاموشان را برای زایران مشوش و مغشوش شان بازی نمی کردند 
در شعر موج سوم گفتیم که تکانه ی جنگ و انقلاب به ذهن و زبان تازه در تجربه و بیان تازه به تصویر و ایجاز در می اید و حرکتی تازه را در شعر معاصر ایران پدید می آورد که خود حرکت هایی تازه را به دنبال دارد و  موجب تحول و نو آوری در شعر دهه ی شصت و دهه های پسا شصت و پسا نیمایی  می شود  که سالیانی دچار توقف  بود یا بدان توجه نمی شد 
برگ ٤/١٨ و ٤/١٥ 
٢٠٠٥/١٣٧٤
.
٢
در موج سوم ،شعر به عنوان بیان تصویر به ایجاز تعریف شده است و همان گونه که اشاره شد در پسزمینه انقلاب  و جنگ می تپد وجریان مدام دارد .این ها را در ان زمان آتشی شا ید بیشتر و  ازا د و تمیمی هم به شکلی نیو کلاسیک دریافتند .بیژن جلالی و مفتون امینی در پی امضای مانیفست ان بودند و صالحی فهرست بلندی   درست کرد که در همان موقع هم نام شاعران بسیاری را در ان گنجاند و باباچاهی نیز به طور  ضمنی با ان موافقت کرد اما بعد برخی مخالفت های خود را با موج سوم بیان دشت و شاعران جوانتری هم بودند که این بحث ها را در قلم و قدم دنبال کردند
برگ ٤/٣ 
پس از دو مقاله  ی دنیای سخن تهران در سال ١٣٦٦ که جدا گانه   آمده است *
** مصاحبه ی مفصل کتاب فصل گرگان با من همراه نمونه ی اثا رموج سوم در تابستان ١٣٦٩ به چاپ رسید
... موج سوم ،شعر انقلاب است که از سال ١٣٥٧ پا گرفته و ریشه در شعر معاصر ایران قبل از ان تاریخ دارد  بدین معنی که منشا وجودی ان دو حرکت عظیم و دو رویداد تاریخی و اجتماعی ده سال اخیر -و نه لزوما دهه ی ٦٠ و منحصر به ان یعنی انقلاب و جنگ است .ریشه های موج سوم از شعر مشروطیت آغاز می شود که شعر پدیده های تازه ی اجتماعی با زبان و قالب کهنه است  .آنگاه شعر نیمایی که انقلابی در شعر فارسی به راه انداخت ،و شعر پسا نیمایی که مکمل انقلاب  شعر نیمایی و همسایه ،همزاد و همدوش ان بود تا سال ١٣٣٢. و این موج اول شعر معاصر ایران به حساب آورده شده است .نیما فرزند دوران بیداری و هرج و مرج سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی بود که انقلاب شعر معاصر را به صورت موج اول بوجود آورد .او غیر از برداشتن  زنگ قافیه،نحوه ی نگرش تازه را به هستی متداول کرد .
شعر دهه ٤٠ در سال های پیش و پس از ان در سال های نزدیک به دهه ی ٤٠ یعنی در سال های اختناق دهه ی ٣٠،و سالهای نزدیک به ی ٤٠ از دهه ی ٥٠ ، یا در طی بیش از دو دهه یا همان رقم بیست و پنج سال آشنا ،به سمبولیزم پناه برد که این را می توان موج دوم شعر معاصر خواند .
پس از ان حرکت شعر معاصر به دو گونه رخ نمود :
یکی شعری با لحن تند و صریح و آشکار و عصبی اجتماعی و سیاسی ، و دیگری شعری که به لحظه های ناب  با کلامی مجرد می پرداخت و تجربه های روزانه را کوشش داشت به شکل تجربه مانا در آورد و در موج نو ،و شعر حجم و بعد ها در موج ناب به نمونه هایی از ان بر می خوریم ...
شعر سیاسی از سال ١٣٥٧ تا آغاز دهه ی ٦٠ با شور بیشتری به زندگی خود ادامه داد.بنگرید به مجموعه مقالاتم درروزنامه بامداد،با عنوان شعر شهادت است و کتاب شعر شهادت است ١٣٦٠...که تنها نماینده ی شعر ان دوران مانده است.
ارتباط شاعر و مخاطب به ظاهر قطع می شود پس از سال ١٣٦٠
     نشریات ادبی یا کارشان به تعطیل می کشد و یا ان ها که می مانند کمتر به شعر امروز می پردازند و تجربه و تفنن در قالب های کهن را ترجیح می  دهند .دفتر های شعر کمتر چاپ می شود اما ارتباط مستقیم با این شعر ها و بعد ها چاپ ان ها خاصه در دنیای سخن ، مفید،آدینه،کتاب سخن ،نقش قلم، ،کا ده ،این حرکت خود را بیش  تر نشان می دهد و این ها محرک نوشتن همان مقالات : موج سوم در شعر معاصر ایران ...و شعر ایجاز می شود که آب در خوابگاه مورچگان می ریزد...
فرامرزسلیمانی
در پاسخ حسین میرکاظمی،فصل گرگان،تابستان ١٣٦٩،برگه های٣ ٦ و ٣٧
٣


در بیان تصویر به ایجاز که تعریف شعر در موج سوم است ،  در این تمثیل تصویر به ایجاز جان   می گیرد .زبان جان که جان زبان است و زنده است و می  تپد و گذشته را به راه می برد و آن زمان من آن را به صورت تعریف
 تازه یی به شعر ارایه دادم که همان بیان تصویر به ایجاز بود .
این تصویر و ایماژ و ایجاز شاید در اصل هم یک کلمه بوده است .و همان کلمه از جهان ایرانی آریایی و زبان سانسکریت به فارسی و عربی و فرانسه و انگلیسی و مانند آن  رفته  است ...اما ایجاز ،اشباع اشیاء است و اکمال خیال. 
اما نشانه هایش هم هست ، در هزار و یکشب مثلن و فکر می کنم دون کیشو ت سر وانتس شیطان اسپانیایی به آن نزدیک تر شده تا همه ی کارهایی که ما به فارسی می خوانیم ...
... اما روستاییان مان با طبری خوانی = تبری خوانی و امیری و شروه خوانی و بابا خوانی و مانند آن در ذهن و دلشان دارند نیما ی یوش یا آتشی دشتستان را هم تحت تاثیر می گیرند و تامل و آفرینش را ارج می گذارند  
برگ ٤/١٠ و ٤/١١
.
...ایجاز مشخصه اصلی شعر موج سوم است ولی تنها مشخصه ی آن نیست .نو زایی و نوگرایی در ایجاز،تصویر و خیال،زبان و اندیشه و ایهام خود را نشان می دهد .
فرامرز سلیمانی در پاسخ به حسین میرکاظمی،
فصل گرگان،تابستان ١٣٦٩،برگ ٣٨ 
٤

Thursday, February 20, 2014

moj6/2 english:EDITORIAL


Faramarz Soleimani:Poetry of Third Wave
Poetry is dramatization of life .
This dramatization at times might extend beyond dramatization and reaches to dramatization of dreams
and beyond.
That is poetry of The Third Wave 
WRITING ON THE WALL
Third Wave is a vision in dance
Invitation for transcendance 
Pure shadow in the sun 
Third Wave is written on the wall
Poetry never ends
Poetry always extends
There are times that poetry leans towards the past 
There are times that poetry extends towards tomorrow
But there is a timeless poetry called the Third Wave
for Moj Magazine 6
Special Section of
Third Wav in Contemporary Persian Poetry


.

THIRD WAVE
It is a dancing floor
Whirling wild
Underneath our feet
And the ceiling.
Then up there a disco ball
shining on her
In 1001 pieces
Of mirrors
To whirl
On dancing floor
And mirror in mirror
In third mirror
To wave
As third wave
In 1001 faces of the night
---

Zohreh khaleghi :
THIRD WAVE
موج سوم
Poem & Painting By Zohreh
Translation By Dr. Soleimani
خیالم را
در موج نگاه تو دیدم
وقتی موج خیالم بود
زهره-

I SAW MY DREAM
IN THE WAVE OF YOUR SIGHT
WHEN IT WAS THE WAVE OF MY DREAM

---





*FARAMARZ SOLEIMANI:
MOJJJ SEVVVOM
(THIRRRD WAVVVE)
1. IT WAS THERE FOR MOVING SOUL
IN MOMENT TO MOMENT OF MOJ
IN WAVE TO WAVE OF MOMENT
2. FROM WHISPERING MOJ
WE BRETH MOJJ
IN OUR DREAMS
WAS BORN MOJJJ
3. AND MOJ
IN THE LOTUS NIGHT OF SEA
WAS A BLUE FLIGHT
WITH CHORUS OF DAWN.



*DREAM OF WORDS
I CALLED YOUR NAME LOUD
TO WATCH DREAM OF WORDS
YOUR NAME IN DREAM OF WORDS IS
TO WATCH.
-F.S.
.

moj6/1 farsi

در روزگار عسرت و آه... شعر از آتشفشان و آب بر آمد...و. شعر به موج راه سپرد...
از شعرهاي موج سوم،
و موج به پیدا و پنها ن شعر راه سپرد
تا دل دريا و آسمان ، كه موج جهان را گشت مي زد تازه و جوان...
---



  • و موج تنديسي پنهان بود در التهاب آب به شكل فرازآمدن با خيزاب







فرامرز سلیمانی 
و خدا موج را آفرید 
تا دریا دریا 
ساحل را فریاد زند
---
به خط موج نوشتم
بر خط موج 
تا انقلاب آب 
---
کمان کشیده 
در دستان رنگین کمان 
سنجاقک بر آینه

از شعرهاي موج سوم...
در دهه ی ٦٠ موج نو دیگر خاموش بود و شعر حجم تنها به انتشار شعر دهه های پیشین خود می پرداخت و موج ناب اسیر چنبره ی کاهلی و تکرار و بی شهری و بی کتابی بود اما موجی تازه از دل جانگ و اهقلاب سر بر می آورد که نام موج سوم گرفت و میرآثش را به دهه های آتی می بخشید و قصه نویسان نیز که گویی چشم به راه تازه سپرده بودند آن را به تعبیر استاتیک نسل ها در آوردند و پی گرفتند 
موجی رسیده فکر جهان را به هم زده 
بر هر چه دشت هستی رنگ عدم  زده 
نیما 
١.از دیماه ١٣٦٦ و طرح تئوری موج سوم اصل تازه یی با جرات و جسارت در شعر و ادبیات و هنرهای ایران آغاز گشت 
٢.تا آن زمان چند سالی بود که شعر,شعر کهن و قاجاری و بازگشتی انان گسیخته در رسانه های رسمی جولان می داد بی وان که کسی را به عنوان شاعر ارزه دارد .روالی که هنوز تنها در زمینه های مداحی و یا تکرار مقررات ادامه دارد 
٣.ا ز  دهه ی شصت و طرح موج سوم باز شعر جوان ما جرات ارزه ی کار ها را یافت به نحوی که امروز شمار شاعران ایران به حدود ٣٠ هزار نفر تخمین ززده می شود که از آن میان در حدود یک هزار نفر کار شعر را بطور مداوم دنبال می کنند و در کارهای دیگران به نقد و نظر می پردازند ,در حالی که این شمار در دهه ی شصت به کمتر از پنجاه تن رسیده بود که نمونه هایی از آثارشان در مقاله یا اصلی موج سوم منعکس شد 


در هر زمان شعرامروز به سوي شعر گذشته و يا شعر فردا متمايل مي گردد اما شعر ديكري هم در بي زماني جاري می گردد كه شعر موج سوم است
ف. س